زبانحال امام موسی کاظم علیهالسلام قبل از شهادت
ندارد كس در این عالم دل زاری كه من دارم ندارد سینهای آه شـررباری كه من دارم ندیده هیچ مظلومی چنین ظلمی كه من دیدم ندارد چشم گردون چشم خونباری كه من دارم ندارد هیچ زندانی نگهـبانی كه من دارم ندارد كس بعالم خصم خونخواری كه من دارم شب و روزم بُوَد یكسان ز تاریكی این زندان ندیده دیدۀ گردون، شب تاری كه من دارم ندارم محرم رازی بجز این كُنده و زنجیر ندارد هیچ بیماری پرستاری که من دارم بگیرم روزه و ذكر خدا هر دم به لب دارم نباشد روزهداری را چو افطاری كه من دارم از این ظلمی كه هارون میكند بر من خدا داند كسی باور ندارد چشم خونباری كه من دارم |